مدتی پیش تمام شدند. هانا و داستان با هم. شاید داستان ناراحت‌کننده، دردناک، دل‌خراش و کشنده بود. شاید پای این داستان 13 ساعت خون دل خوردم و ساعت‌ـهای دیگر را هم به این فکر کردم که "چرا؟". شاید الآن دلم میخواهد پنجره را باز کنم و بلند فریاد بکشم. شاید دل‌ـم میخواهد یک نفر کنارم بنشیند و دوباره و دوباره درباره‌اش صحبت کنیم. شاید هم دلم میخواهد تا فردا اشک بریزم. هر چه که هست، «13 دلیلی که چرا...» را می‌پرستم.

13reasons why با داستان‌های احساسی دیگر یک تفاوت اساسی دارد. داستان به معنای واقعی هدفمند و تاثیرگزار است و شخصیت انسان را ارتقا می‌دهد. برای بزرگترها آموزنده و برای ما نوجوان‌ها، خودِ خودِ ماست. در برهه‌های مختلف از زندگی‌مان ممکن است یکی از این شخصیت‌ها بوده باشیم و بعد از این داستان شاید تلاش کنیم که دیگر نباشیم، یا حداقل در جای آن‌ـها تصمیم‌های بهتری بگیریم.

 

یک جایی در هری‌پاتر، ران ویزلی میگوید: " .you're going to suffer but you're going to be happy about it". ویزلی آن‌موقع نمی‌دانست که دارد شرح دقیقی از تماشای 13reasons why را بیان می‌کند،،، حالا چند سال بعد، درست مانند جمله‌ای که ویزلی گفت، ما پای این داستان کلّی درد کشیدیم، اما از این دردها ناراحت نیستیم.[من که به شخصه عاشق این‌گونه درد کشیدن ها هم هستم.] فقط غمگین‌ـیم. غمگین‌ برای هانا...

و البته در دنیای واقعی، غمگین برای تمام کسانی که اطرافیان‌ـشان خواسته یا ناخواسته به ته دره‌ی ناامیدی پرتاب‌ـشان می‌کنند. 13reasons why نه تنها تخیلی نیست، بلکه واقعیت غیرقابل کتمان این‌روزهای دنیای ماست. خدا می‌داند که هر روز چند بار با رفتار، گفتار، واکنش‌ها و حتی بی‌خیالی‌ها، کسی را سرافکنده می‌کنیم و دلیلی می‌شویم که از داخل بشکند. این اوضاع باید بهتر شود؛ جوری که با یکدیگر رفتار می‌کنیم و هوای همدیگر را داریم. باید دنیای بهتری بسازیم پیش از اینکه دنیا کارمان را بسازد ):)

 

 

.: Th1rteen R3asons Why فراتر از یک سریال است. یک "چیز" عجیب و غریب است که حس فوق‌العاده‌ای دارد.

.:. اگر خواستید Th1rteen R3asons Why را ببینید، خوب است بدانید:

" .you're going to suffer but you're going to love suffering"